آنالیز واریانس

میدانی.... مجیر را که میخوانم :

سُبحانَکَ یا عَلیم، تَعالَیتَ یا حَلیم، اَجِرنا مِنَ النّارِ یا مُجیر....

سُبحانَکَ یا رَئوف، تَعالَیتَ یا عَطوف، اَجِرنا مِنَ النّارِ یا مُجیر....

مجیر را که میخوانم یاد فاکتور گیری ریاضی می افتم! که چرا از « سُبحانَکَ، تَعالیتَ، اَجِرنا مِنَ النّار یا مُجیر» ها فاکتور گرفته نشده، که همۀ صفات  دنبال هم یکجا آورده شود؟ چرا هر یک صفتی، یک فراز جداگانۀ تکراری دارد ؟!

و به خودم میگویم لابد چینش این مدلی حکمتی داشته...

میدانی... جوشن را هم که میخوانم، 1000 صفت خدا را پشت هم و یکجا که میبینم و قسم میدهم، مطمئن تر میشوم که حکمتی داشته خدا خواسته با تأکید دانه دانۀ صفاتش را به ما تلنگر بزند که نه فقط سرسری بخوانیم و رد شویم و فقط بگوییم خدایا تو خوبی، ما بدیم!!... که شاید هدف این بوده که مقیاس آسمانی هر یک صفتی را با  مقیاس زمینی خودمان مطابقت دهیم.

آنجا که خدا را به« رحیم» و «حلیم» و «کریم» بودنش قسم میدهیم، فکر کنیم که خودمان چقدر مهربانیم؟ چقدر صبوریم؟ چقدر بزرگواریم؟

آنجا که اشک میریزیم و هربار دل خوش میکنیم به «غافِرالذّنب» و «قابِل التّوب» بودن خدا، کمی در خودمان فرو رویم که راستی راستی ما چقدر اشتباهات و تقصیرات سایرین را میبخشیم؟

یا وقتی «یا مَن اَظهَرَ الجَمیل»، «یا مَن سَتَرالقَبیح» را زیر لب زمزمه میکنیم، جداً به این فکر کنیم که خودمان چقدر نقاط مثبت و حسن بقیه را آشکار میکنیم، یا در مقابل، زشتی ها و عیب ها و کاستی هایشان را جار میزنیم...

میدانی... به نظرم حتی در تکرار "فارِجَ الهَم" و "کاشِف الغَم" بودن  یا حتی در زمزمۀ «یا مُعینَ مَن لا مُعینَ له»، «یا اَنیسَ مَن لا اَنیسَ لَه»، «یا رَفیقَ مَن لا رَفیقَ لَه» ... هم تلنگر هست برایمان. که اصلاً در مقیاس بزرگ خدمت به خلق نه، در همین دنیای کوچک دوست و آشنا و فامیل خودمان چقدر برای سایرین رفیق و مونس خوبی هستیم؟ چقدر وقتی دوستی، کسی، احساس مشکل، یا ناراحتی، یا تنهایی ای کرد بین اطرافیان و لیست بلند بالای موبایلش، یاد ما می افتد و از داشتن ما برای درد و دل کردن یا حل کردن مشکلش یا شادی و انرژی بخشیدن به او لبخند روی لبش می آید؟

یا چقدر اطرافیان روی «صادِقَ الوَعد» و «موفِیَ العَهد» بودن بودنمان قسم میخورند؟

میدانی... بین این همه ویژگی و صفت، دنــــــیا دنیا صفت و ویژگی است که در خودمان کنکاش کنیم و مقدار و میزانش را به خودمان نمره دهیم...

بیا مثل ریاضی که واریانسمان را با حد استاندارد حساب میکردیم و بعد کلی آنالیز میکردیم که چه شد که اینطور شد و چرا و چگونه کم کردن واریانسمان را مشق میکردیم، بیا  قول بدهیم تا رمضان سال بعد، به شرط حیات، واریانسمان را با صفات خدا کم کنیم.... بیا قول بدهیم پاکتر، خوبتر، خدایی تر شویم...

/ 0 نظر / 11 بازدید